الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
712
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )
( 1 ) پيامبر فرمودهاند ، خداوند متعال چنين فرموده است : سوگند به عزت و جلال خودم كه بندهء خود را دو بيم نمىدهم و براى او دو امان فراهم نمىكنم ، اگر در دنيا از خوف من در امان باشد ، روز قيامت او را در بيم مىاندازم و اگر در دنيا از من بيم داشته باشد در آخرت امانش مىدهم . « 1 » ( 2 ) مردى از انصار مىگويد : روز بسيار گرمى ، پيامبر ( ص ) در سايهء درختى نشسته بودند . مردى آمد و جامه از تن بيرون آورد و شروع به غلتيدن بر روى ريگهاى گرم كرد . گاه پشت و گاه شكم و گاه پيشانى خود را بر خاك و ريگ مىنهاد و مىگفت : اى نفس ! مزهء گرما را بچش كه آنچه در محضر خداوند است ، به مراتب سختتر از اين است كه من با تو انجام مىدهم . پيامبر ( ص ) به آنچه او مىكرد ، مىنگريستند و چون آن مرد جامه پوشيد ، اشاره فرمودند و او را فرا خواندند . چون آمد ، پرسيدند : اى بندهء خدا ! كارى انجام دادى كه نديده بودم كسى ديگر از مردم انجام دهد . چه چيزى تو را بر اين كار واداشت ؟ گفت : بيم از خداوند مرا به اين كار واداشت و به نفس خويش گفتم ، بچش كه آنچه در محضر خداوند است ، بيش از اين است كه من نسبت به تو انجام دادم . پيامبر فرمودند : همانا از خداى خود آنچنان كه سزاوار است مىترسى و همانا خدايت به اهل آسمان به اين كار تو مباهات مىورزد . سپس به ياران خود گفت : اى حاضران ! به اين دوست خود نزديك شويد تا براى شما دعا كند . آنان نزديك شدند و او دعا كرد و چنين عرضه داشت : پروردگارا ! كار ما را بر هدايت استوار كن و توشهء ما را تقوى ، و بهشت را جايگاه بازگشت ما قرار بده . « 2 » ( 3 ) امام سجاد ( ع ) فرموده است ، اى آدمى زاده ! تا آنگاه كه براى تو پند دهندهاى از نفس تو وجود دارد و با همت خويش كار خود را محاسبه مىكنى و خوف ، جامهء زيرين و اندوه ، جامهء رويى تو است به خير خواهى بود . اى آدمى زاده ! همانا كه تو مىميرى و برانگيخته مىشوى و از كار تو مىپرسند . براى آن پاسخ آماده دار « 3 » . ( 4 ) پيامبر فرمودهاند : هر كس بر گناه خود چندان گريه كند كه اشكهايش بر ريشش ( چهرهاش ) روان شود ، خداى چهرهاش را بر آتش حرام مىفرمايد .
--> ( 1 ) . خصال ، ص 39 ، ج 1 . م . ( 2 ) . امالى صدوق ، ص 257 ، و به نقل از آن در بحار الانوار ، ص 378 ، ج 70 ، آمده است . م . ( 3 ) . امالى طوسى ، ص 114 ، و به نقل از آن در بحار الانوار ، ص 367 ، ج 70 ، آمده است .